بررسی اجمالی جرم سب نبی با تحلیل فقهی ماده 262 قانون مجازات اسلامی (قسمت اول)
440 بازدید
تاریخ ارائه : 2/14/2015 8:21:00 AM
موضوع: حقوق

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

اهانت اخیر نسبت به ساحت قدسی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که در کشور فرانسه رخ داد فرصت مغتنمی را پدید آورد تا جرم سب نبی را به اجمال مورد بررسی و کنکاش قرار دهیم. این نوشتار در چند قسمت تقدیم علاقمندان به مباحث فقه و حقوق جزای اسلام می گردد تا بیشتر با ابعاد آن آشنا شوند بدان امید که مقبول درگاه قدس نبی مکرم علیه آلاف التحیه و الکرم و مورد رضایت حضرت بقیت الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفدا واقع شود.

 واژه شناسان، سبّّ را فحش، دشنام و ناسزاگویی معنا کرده اند (ابن منظور، لسان العرب، ج1، ص456؛ واسطی زبیدی، تاج العروس، ج2، ص63) ولی راغب اصفهانی، دشنام دردآور یا دردناک را برای ترجمه آن برگزیده است. (مفردات الفاظ القرآن، ص391) با این وجود قانونگذار معنای گسترده تری را از این واژه اراده نموده است که قلمرو آن، قذف را نیز در برمی گیرد. نظریه مشورتی شماره 1988/92/7 مورخ 14/10/1392 اداره حقوقی قوه قضائیه در این باره آورده است: «با توجه به این که در ماده 262 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 دو مصداق برای سبّ نبی بیان شده است، یعنی قذف و دشنام، و دشنام به معنای زشت، فحش، طعنه، بهتان و لعن است؛ بنابراین، هر گفتار یا نوشته ای که دلالت بر این معانی داشته باشد، سبّ محسوب می شود.» آیت الله العظمی خویی (ره) بر این باور است که با توجه به طاهر لغت و برداشت عرف، مفهوم اهانت و تنقیص در این واژه نهفته است و با دشنام یگانگی مفهومی دارد؛ از این رو، هر آنچه اهانتِ سبّ شده را به همراه داشته باشد در این گستره می گنجد مانند این که وی را قذف نماید و یا با صفتی پست و ناچیز او را توصیف کند و عباراتی نظیر: الآغ، خوک، کافر، مرتد، پیس، جذامی و نظیر آن را در باره او به کار برد. (سید ابوالقاسم خویی، مصباح الفقاهة، ج1، ص280. نیز: سید محمدصادق روحانی، فقه الصادق علیه السلام، ج14، ص295)

به نظر می رسد، همچنانکه برخی مراجع معاصر تقلید (سید عبدالکریم موسوی اربیلی، فقه الحدود و االتعزیرات، ج2، ص286)گفته اند، در این زمینه نیز بسان بسیاری از موارد مشابه باید داوری را به عرف سپرد و آن را معیار و مرجع صدق و عدم صدق سبّ به شمار آورد و هر موردی که عرف آن را سبّ و دشنام می داند، عنوان مجرمانه مزبور را تحقق یافته تلقی نمود و در مواردی که سبّ محسوب نمی دارد آن را منتفی دانست.