چرا حضرت علی علیه السلام از حضرت زهرا سلام الله علیها دفاع نکرد؟ (قسمت نخست)
123 بازدید
تاریخ ارائه : 3/8/2015 8:13:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

یکی از شبهات قدیمی که در این ایام دوباره سر بر آورده این است که چرا هنگامی که غاصبان خلافت به خانه امیرالمومنین علی علیه السلام هجوم آوردند و حضرت زهرا سلام الله علیها پشت در رفت و آنان بی اعتنا به سفارشات پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم درب را آتش زدند و پهلوی دختر گرامی آن حضرت را شکستند و وارد خانه شدند، علی علیه السلام که قهرمان جبهه های نبرد و صف شکن خیبر بود از آن مظلومه دفاع نکرد؟

متاسفانه عده ای که برای رسیدن به مناصب دنیوی به پیامبر ایمان آوردند و مترصد فرصتی بودند تا به قدرت دست یازند و اداره امور مسلمانان را در اختیار گیرند، هنوز مراسم کفن و دفن پیامبر اکرم به پایان نرسیده بود که در سقیفه بنی صاعده جمع شدند و به رغم حضور در مراسم اعلان امارت امیرالمومنین علی علیه السلام در غدیر خم، به غصب خلافت اقدام نمودند و چون بدون بیعت علی علیه السلام حتی مشروعیت خود را با تردید مواجه می دیدند به خانه آن حضرت هجوم آوردند. تفاوتی که علی علیه السلام با گروه مقابل داشت در این بود که آنان جز به ریاست خویش به هیچ چیز دیگری نمی اندیشیدند اما آن حضرت تنها به حفظ میراث گرانبهای پیامبر می اندیشید از این رو و با توجه به سفارشات پیامبر دست به قبضه شمشیر نیرد تا اسلام باقی بماند. در توضیح این مطلب یادآوری چند نکته ضرورت دارد:

نکته اول: در هنگام رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سه خطر مهم جامعه اسلامی را تهدید می کرد: 1- خطر ارتداد جمعی از مسلمانان؛ جمعی از مردم تازه به اسلام گرویده بودند و در صورتی که شاهد جنگ داخلی بین صحابه پیامبر می شدند در حقانیت اسلام تردید می نمودند و از دین مبین اسلام برمی گشتند. 2- خطر مدعیان نبوت؛ برخی مانند «مسیلمه»، «طلیحه» و «سجاح» افرادی را دور خود جمع نموده و مدعی بودند که از سوی پروردگار به پیامبری منصوب و برگزیده شده اند. بی تردیدی این جنگ داخلی بهترین فرصت را در اختیار آنان می گذاشت تا با از آب گل آلود ماهی بگیرند و در میان جامعه اسلامی ایجاد شکاف و اشتقاق کنند. 3- سومین خطری که جامعه نوپای اسلامی فراروی خود می دید حمله رومیان بود که چون اسلام را مانعی در برابر اهداف استعماری خویش می دیدند در پی فرصتی می گشتند که حکومت اسلامی را برای همیشه از صحنه روزگار محو نمایند. امیرالمومنین با توجه خطرات مزبور حاضر شد همسرش کتک بخورد و خودش با دست بسسته به مسجد برده شود اما اسلام پایدار بماند. به دیگر تعبیر، چون امیرالمونین جز حفط دین و میراث گرانبهای پیامبر که دست رنج سالیان متمادی مبارزات سخت و جانکاه بود دغدغه ای نداشت و به چیز دیگری نمی اندیشید حاصر شد لب فرو بندد و دست به شمشیر نبرد تا اسلام باقی بماند.